<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یوسف زهرا(14)</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگی هدیه به امام زمان و نائب بر حقش</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 19 Oct 2009 18:47:09 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 360px; HEIGHT: 226px&quot; height=447 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.piic.ir/beta/upload/yu11711.jpg&quot; width=713 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 18:47:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معجزه قرآن - پیشگوئی قرآن در مورد سالم ماندن بدن فرعون</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>  
&lt;DIV style=&quot;FONT-SIZE: 4pt; WIDTH: 100%; FONT-FAMILY: Tahoma; HEIGHT: 12px&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!-- end header --&gt;
&lt;DIV class=bodyposts style=&quot;BACKGROUND-COLOR: white&quot; align=center&gt;
&lt;DIV class=post&gt;&lt;A name=106&gt;&lt;/A&gt;
&lt;H2 class=hl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.godme.blogfa.com/post-106.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600&gt;معجزه قرآن - پیشگوئی قرآن در مورد سالم ماندن بدن فرعون&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ (٩٠)آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٩١)فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ (٩٢)    سوره یونس&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 246px; HEIGHT: 319px&quot; height=281 alt=&quot;&quot; hspace=15 src=&quot;http://www.palvoice.com/forums/imgcache/5580.imgcache&quot; width=180 vspace=15 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;« و بني اسرائيل را از دريا عبور داديم. فرعون و سپاهيان وي بيدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتي که داشت غرق ميشد گفت: ايمان آوردم به اينکه خدائي غير از خدائيکه بني اسرائيل (فرزندان يعقوب) به او ايمان اوردند وجود ندارد و هميشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حاليکه تا پيش از اين از سپردن بني اسرائيل سرباز زدي و هميشه نيز مفسد بودي ـــ امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت درسي باشد. هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند».&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که در زمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0033ff size=6&gt;صدق الله علی العظيم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 15:34:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طرح شكست خورده كودتاي مخملين چگونه كليد خورد؟</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P class=news_Titel align=center&gt;&lt;A name=167919&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;STRONG&gt;طرح شكست خورده كودتاي مخملين چگونه كليد خورد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=news_Titel align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 374px; HEIGHT: 267px&quot; height=183 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://didanihaa.com/photos/23_khordad_huff/10.jpg&quot; width=374 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;علي شيرازي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;يك جريان براي خدشه ‌وارد كردن در سلامت انتخابات دهم رياست جمهوري، از زمستان 1387 در كشور فعال شد. هدف اين جريان اجراي طرح انقلابي مخملين شبيه انقلاب نرم گرجستان در ايران بود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;مقام معظم رهبري در تاريخ 1/1/1388 در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علي‌بن موسي‌الرضا(ع) درباره اين جريان هشدار دادند و فرمودند: “انتخابات به فضل الهي و به حول و قو‌ه الهي انتخابات سالمي است. من مي‌بينم بعضي‌ها در انتخاباتي كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كرده‌اند به خدشه‌كردن. اين چه منطقي است؟ اين چه فكري است؟ اين چه انصافي است؟ اين همه انتخابات در طول اين 30 سال انجام گرفته است- در حدود 30 انتخابات- مسؤولان وقت در هر دوره‌اي رسماً متعهد شده‌اند و صحت انتخابات را تضمين كرده‌اند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بي‌خود خدشه مي‌كنند، مردم را متزلزل مي‌كنند، ترديد ايجاد مي‌كنند؟“ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;به رغم هشدارهاي حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي به اين جريان، ماجرا ادامه يافت و آقايان كروبي و مير‌حسين موسوي- دو كانديداي اصلاح‌طلب انتخابات دهم- دست به تشكيل كميته‌اي به نام “كميته صيانت از آراء” زدند(1) و آن كميته در نامه‌اي نوشت: “انتخاباتي مي‌تواند نمايانگر اراده را‡ي دهندگان باشد كه اولي‌ترين عنصر خويش يعني سلامت را در بطن و متن خود داشته باشد.”(2) &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;خاتمي نيز وارد صحنه شد و در ديدار با اعضاي گروه موسوم به ستاد 88 گفت: “وقتي مي‌گوييم انتخابات بايد به درستي برگزار شود، يكي از همين موارد آن هم‌ همين است. فوراً ما را متهم نكنند كه مي‌گوييم در انتخابات تقلب مي‌شود و آراء جابه‌جا مي‌گردد. اگر آن مسائل هم باشد، موضوعات ديگري هم مهم است و طبعاً كساني كه بر سر صندوق‌ها حاضر هستند و نقش تعيين‌كننده دارند، بايد حتي‌الا‌مكان انسان‌هاي بي‌طرفي باشند كه ما شك داريم افراد بي‌طرفي بتوانند بيايند.”(3) &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;اين يك روي سكه بود. دانيل كالينگرت، معاون مديريت برنامه‌هاي “خانه آزادي”، بنياد سياسي وابسته به سازمان سيا در مقاله‌اي با حمله به شوراي نگهبان، در تشريح دستور‌العمل سازمان سيا براي صيانت از سلامت انتخابات نوشت: “مشاركت مخالفان در ستاد برگزاري انتخابات بر اجراي قوانين و مقررات انتخاباتي تاثير مثبت دارد. داشتن نماينده در ستاد برگزاري انتخابات براي احزاب مخالف بسيار ضروري است. هم‌چنين براي ديده‌‌باني موثر راي‌گيري، احزاب مخالف، و سازمان‌هاي بي‌طرف بايد ناظران آموزش ديده را به طور گسترده‌ در تمام شعبه‌هاي راي‌گيري و در تمام مراكز شمارش آراء در سراسر كشور بگمارند.”(4) &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;اين دستور‌العمل به طور مدام از زبان برخي مدعيان اصلاحات در داخل كشور تكرار شد. همان‌ها كه اساس را بر تغيير قرار داده و شعار‌هاي خود را در انتخابات بر همين اساس طراحي كرده‌ بودند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;خاتمي به هنگام آمدن موسوي به صحنه رقابت انتخاباتي، طي بيانه‌اي به نفع وي كناره‌گيري كرد و در آن بيانيه بر تغيير تاكيد نمود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;شعار كروبي، موسوي و اصلاح‌طلبان حامي آنان؛ از جمله مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و مجاهدين انقلابي نيز بر تغيير بنا نهاده شد. هدف همين بود كه با شعار «تغيير» احمدي‌نژاد را كنار بزنند و چون مي‌دانستند كه آراي آنان پايين‌تر از رقيب اصولگرا است، داد از تقلب و عدم سلامت انتخابات زدند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;روزنامه‌ اعتماد ملي- روزنامه حزب كروبي- در تاريخ 11/12/1387 نوشت: “اصلاح‌طلبان به دليل بضاعت اندك در نبرد رسانه‌اي با رقباي محافظه‌كار بخت بالايي براي جلب افكار عمومي نخواهند داشت.” &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;براي به كرسي نشاندن اصلاح‌طلباني كه از استقبال عمومي بهره‌اي نداشتند، رابرت گيتس نيز وارد گود شد و پس از ديدار با حسني‌مبارك در مصر گفت: “اگر تهران به تغييرات بي‌اعتنا بماند، مقامات آمريكا موضع سختي در پيش خواهند گرفت.”(5) &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ابراهيم يزدي- دبيركل نهضت به اصطلاح آزادي- هم براي پيش‌بردن اين سناريو وارد صحنه شد و در روزنامه اعتماد ملي نوشت: “وعده‌هاي انتخاباتي نامزد‌ها را بايد در دو بعد مورد توجه قرار داد. بعد اول تاثيرات فوري اين وعده‌ها بر جو سياسي كشور در راستاي تغييرات ضروري است.”(6) &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;خانم مهر ‌انگيزكار- عضو سلطنت‌طلب و پشت پرد‌ه طيف گسترده‌اي از نشريات زنجيره‌اي و سرمقاله نويس روزنامه رستاخيز- مطلب را تبيين كرد و طي مقاله‌اي در سايت روز آنلاين نوشت: “شخصيت‌هاي حاضر در صحنه (انتخابات) حرف‌هايي مي‌زنند كه تازگي دارد. حرف‌ها با قد و قواره نامزد‌ها و محدوده‌اي كه بايد در آن كار كنند، نمي‌خواند. تازگي حرف‌ها و حديث‌ها چنان است كه بدون اميد‌واري نسبت به اجراي آن موج ايجاد مي‌كند. هرگز نامزد‌ها در انتخابات رياست جمهوري اين چنين صريح سخن نمي‌گفتند و به كجروي‌هاي يكديگر اشاره نمي‌كردند. هرگز نامزدي به احتمال تقلب در انتخابات اصرار نمي‌ورزيد و براي ايجاد كميته صيانت از آراي مردم و پيشگيري از تقلب خطر نمي‌كرد... هراندازه بدبين و دلزده باشيم، نمي‌توانيم اين رويداد‌ها را ناگفته بگذاريم و بگذريم... با وجود دغدغه‌هاي فكري هنوز پرتو اميدي سوسو مي‌زند.”(7)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 03:29:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG height=35 alt=&quot;بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://pics2.persiangig.ir/200xkra.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG height=140 alt=&quot;بهاربيست                   www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20-com.persiangig.ir/38.gif&quot; width=80 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 274px; HEIGHT: 339px&quot; height=389 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1110/10506/DDDD.JPG&quot; width=274 align=baseline border=0&gt;&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG height=140 alt=&quot;بهاربيست                   www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20-com.persiangig.ir/38.gif&quot; width=80 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://zibasazi.bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/16.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://zibasazi.bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/27.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://zibasazi.bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/16.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://pics2.persiangig.ir/2qkqqs5.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=6&gt;اعیاد شعبانیه بر همه شیعیان جهان مخصوصا شما کاربرانه گرامی مبارک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 78px; HEIGHT: 113px&quot; height=113 alt=&quot;عید بزرگ مبعث مبارک باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://i22.tinypic.com/2rejzw5.jpg&quot; width=78 border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2009 11:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعثت پیامبر اکرم (ص)</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#00cc00 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;عید مبعث به همه شیعیان ایران و جهان مبارک باد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#00cc00 size=6&gt; &lt;A href=&quot;http://zibasazi.bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG height=73 alt=&quot;تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/27.gif&quot; width=502 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG height=51 alt=&quot;عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی&quot; src=&quot;http://bahar-20-10.persiangig.ir/20.gif&quot; width=72 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG alt=&quot;واقعیت ‏بعثت از نگاه اهل بیت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1384/06/1282341695618810424208160884624836116234.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;A href=&quot;http://bahar-20.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG height=51 alt=&quot;عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی&quot; src=&quot;http://bahar-20-10.persiangig.ir/20.gif&quot; width=72 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با خود مى اندیشید. صحرا، تن آفتاب سوخته خود را، انگار در خنكاى بیرنگ غروب ، مى شست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد نمى دانست چرا به فكر كودكى خویش افتاده است . پدر را هرگز ندیده بود، اما از مادر چیزهایى به یاد داشت كه از شش سالگى فراتر نمى رفت . بیشتر حلیمه ، دایه خود را به یاد مى آورد و نیز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان ترین دایه خویش ، صحرا را، پیش از هر كس در خاطر داشت : روزهاى تنهایى ؛ روزهاى چوپانى ، با دستهایى كه هنوز بوى كودكى مى داد؛ روزهایى كه اندیشه هاى طولانى در آفرینش آسمان و صحراى گسترده و كوههاى برافراشته و شنهاى روان و خارهاى مغیلان و اندیشیدن در آفریننده آنها یگانه دستاورد تنهایى او بود. آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مى گرفت . از مادر، شبحى به یاد مى آورد كه سخت محتشم بود و بسیار زیبا، در لباسى كه وقار او را همان قدر آشكار مى كرد كه تن او را مى پوشید. تا به خاطر مى آورد، چهره مادر را در هاله اى از غم مى دید. بعدها دانست كه مادر، شوى خود را زود از دست داده بود، به همان زودى كه او خود مادر را. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;روزهاى حمایت جد پدرى نیز زیاد نپایید. از شیرین ترین دوران كودكى آنچه به یاد او مى آمد آن نخستین سفر او با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات دیدنى و در یاد ماندنى با قدیس نجران . به خاطر مى آورد كه احترامى كه آن پیر مرد بدو مى گزارد كمتر از آن نبود كه مادر با جد پدرى به او مى گذاردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;نیز نوجوانى خود را به خاطر مى آورد كه به اندوختن تجربه در كاروان تجارت عمو بین مكه و شام گذشت . پاكى و بى نیازى و استغناى طبع و صداقت و امانت او در كار چنان بود كه همگنان ، او را به نزاهت و امانت مى ستودند و در سراسر بطحاء او را محمد امین مى خواندند. و این همه سبب علاقه خدیجه به او شد، كه خود جانى پاك داشت و با واگذارى تجارت خویش به او، از سالها پیشتر به نیكى و پاكى و درستى و عصمت و حیا و وفا و مردانگى و هوشمندى او پى برده بود. خدیجه ، در بیست و پنج سالگى محمد، با او ازدواج كرد. در حالى كه خود حدود چهل سال داشت . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد همچنان كه بر دهانه غار حراء نشسته بود به افق مى نگریست و خاطرات كودكى و نوجوانى و جوانى خویش را مرور مى كرد. به خاطر مى آورد كه همیشه از وضع اجتماعى مكه و بت پرستى مردم و مفاسد اخلاقى و فقر و فاقه مستمندان و محرومان كه با خرد و ایمان او سازگار نمى آمد رنج مى برده است . او همواره از خود پرسیده بود: آیا راهى نیست ؟ با تجربه هایى كه از سفر شام داشت دریافته بود كه به هر كجا رود آسمان همین رنگ است و باید راهى براى نجات جهان بجوید. با خود مى گفت : تنها خداست كه راهنماست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید، آدمى را از لخته خونى آفرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است ، همو كه با قلم آموخت ، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بیاموخت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد به مرز چهل سالگى رسیده بود. تبلور آن رنجمایه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسیارى را در بیرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شاید خداوند بشریت را از گرداب ابتلا برهاند. او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مى گذرانید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شب بیست و هفتم رجب بود. محمد غرق در اندیشه بود كه ناگاه صدایى گیرا و گرم در غار پیچید: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بخوان ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد، در هراسى وهم آلود به اطراف نگریست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;صدا دوباره گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;بخوان &lt;/SPAN&gt;! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=بعثت src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1386/10/20022924313121283250018292566135238214156.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این بار محمد با بیم و تردید گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من خواندن نمى دانم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;صدا پاسخ داد: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید، آدمى را از لخته خونى آفرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است ، همو كه با قلم آموخت ، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بیاموخت ... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و او هر چه را كه فرشته وحى فرو خوانده بود باز خواند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هنگامى كه از غار پایین مى آمد، زیر بار عظیم نبوت و خاتمیت ، به جذبه الوهى عشق برخود مى لرزید. از این رو وقتى به خانه رسید به خدیجه كه از دیر آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مرا بپوشان ، احساس خستگى و سرما مى كنم ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و چون خدیجه علت را جویا شد، گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آنچه امشب بر من گذشت بیش از طاقت من بود، &lt;SPAN&gt;امشب من به پیامبرى خدا برگزیده شدم ! &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خدیجه كه از شادمانى سر از پا نمى شناخت ، در حالى كه روپوشى پشمى و بلند بر قامت او مى پوشانید گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من از مدتها پیش در انتظار چنین روزى بودم ، مى دانستم كه تو با دیگران بسیار فرق دارى ، اینك در پیشگاه خدا شهادت مى دهم كه تو آخرین رسول خدایى و به تو ایمان مى آورم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر دست همسرش را كه براى بیعت با او پیش آورده بود به مهربانى فشرد و گلخند زیبایى كه بر چهره همسر زد، امضاى ابدیت و شگون ایمان او شد و این نخستین ایمان بود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پس از آن ، على كه در خانه محمد بود با پیامبر بیعت كرد. او با آنكه هنوز به بلوغ نرسیده بود دست پیش آورد و همچون خدیجه ، با پسر عموى خود كه اینك پیامبر خدا شده بود به پیامبرى بیعت كرد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سه سال تمام از این امر گذشت و جز خدیجه و على و یكى دو تن از نزدیكان و خاصان آنان از جمله زید بن حارثه ، كسى دیگر از ماجرا خبر نداشت . آنان در خانه پیامبر جمع شدند و به هنگام نماز به پیامبر اقتدا مى كردند و آنگاه پیامبر براى آنان قرآن مى خواند و یا از آدابى كه روح القدس ‍ بدو آموخته بود سخن مى گفت . تا آنكه فرمان (( و انذر عشیرتك الاقربین )) (اقوام نزدیك را آگاه كن ) از سوى خدا رسید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سه سال تمام از این امر گذشت و جز خدیجه و على و یكى دو تن از نزدیكان و خاصان آنان از جمله زید بن حارثه ، كسى دیگر از ماجرا خبر نداشت . آنان در خانه پیامبر جمع شدند و به هنگام نماز به پیامبر اقتدا مى كردند و آنگاه پیامبر براى آنان قرآن مى خواند و یا از آدابى كه روح القدس ‍ بدو آموخته بود سخن مى گفت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر همه اقوام نزدیك را به طعامى دعوت كرد و آنگاه پس از صرف طعام و حمد و ثناى خداوند، به آنان فرمود: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;كاروانسالار به كاروانیان دروغ نمى گوید. سوگند به خدایى كه جز او خدایى نیست ، من پیامبر خدایم، به ویژه براى شما و نیز براى همگان ، سوگند به خدا همان گونه كه به خواب مى روید روزى نیز خواهید مرد و همان گونه كه از خواب بر مى خیزید روزى نیز در رستخیز برانگیخته خواهید شد و به حساب آنچه انجام داده اید خواهند رسید و براى كار نیكتان، نیكى و به كیفر كارهاى بد، بدى خواهید دید و پایان كار شما یا بهشت جاوید و یا دوزخ ابدى خواهد بود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابوطالب، نخستین كس بود از ایشان كه گفت: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پند تو را به جان پذیراییم و رسالت تو را تصدیق مى كنیم و به تو ایمان مى آوریم. به خدا تا من زنده ام از یارى تو دست بر نخواهم داشت. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=ابعثت src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1386/10/121120107164441277812240151301252421618320.jpg&quot; align=right&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اما عموى دیگر پیامبر، ابولهب، به طنز و طعنه و با خشم و خروش گفت: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این رسوایى بزرگى است! اى قریش، از آن پیش كه او بر شما چیره شود بر او غلبه كنید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در پاسخ، ابوطالب خروشید كه: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سوگند به خداوند، تا زنده ایم از او پشتیبانى و دفاع خواهیم كرد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;با این گفتار صریح و رسمى ابوطالب كه رئیس دارالندوه و در واقع شیخ ‌الطائفه قریش بود، دیگران چیزى نتوانستند بگویند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر آنگاه سه بار به حاضران گفت:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پروردگارم به من فرمان داده است كه شما را به سوى او بخوانم، اكنون هر كس از شما كه حاضر باشد مرا یارى كند برادر و وصى و خلیفه من در بین شما خواهد بود؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هر سه بار، حضرت على (ع ) كه جوانى نو بالغ بود برخاست و گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اى رسول خدا، من تا آخرین دمى كه از سینه بر مى آورم به یارى تو حاضرم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دوبار، پیامبر او را نشانید. بار سوم ، دست او را گرفت و گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این (جوان ) برادر و وصى و جانشین من است ، از او اطاعت كنید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;قریش به سخره خندیدند و به ابوطالب گفتند: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اینك از پسرت فرمان ببر كه او را بر تو امیر گردانید! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آنگاه با قلبهایى پر از كینه و خشم ، از خانه محمد بیرون رفتند و محمد با خدیجه و على و ابوطالب در خانه ماند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اندكى بعد، فرمان اعلام عمومى و اظهار علنى دعوت از سوى خدا رسید و پیامبر همه را پاى تپه بلند صفا گرد آورد و فرمود: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اى مردم ، اگر شما را خبر كنم كه سوارانى خیال تاختن بر شما دارند، آیا گفته مرا باور مى دارید؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;همه گفتند: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آرى ، ما تاكنون هیچ دروغى از تو نشنیده ایم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آنگاه پیامبر یكایك قبایل مكه را به نام خواند و گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;از شما مى خواهم كه دست از كیش بت پرستى بكشید و همه بگویید: لا اله الا الله . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابولهب كه از سران شرك بود با درشتخویى گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;واى بر تو، ما را براى همین گرد آوردى ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر، در پاسخ او هیچ نگفت . در این جمع از قریش و دیگران ، تنها جعفر پسر دیگر ابوطالب و عبیدة بن حارث و چند تن دیگر به پیامبر ایمان آوردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;تنها از جمع قریش جعفر پسر دیگر ابوطالب و عبیدة بن حارث و چند تن دیگر به پیامبر ایمان آوردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مشركان سخت مى كوشیدند تا این خورشید نو دمیده و این نور الهى را خاموش كنند، اما نمى توانستند. ناگزیر به آزار و شكنجه و تحقیر كسانى پرداختند كه به اسلام ایمان مى آوردند، اما به خاطر ابوطالب از جسارت به شخص پیامبر و على و جعفر و ایذاى علنى آنان خوددارى مى كردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دیگران ، از آزارهاى سخت مشركان در امان نماندند، به ویژه عمار یاسر و پدر و مادر و برادرش و خباب بن الارت و صهیب بن سنان و بلال بن رباح معروف به بلال حبشى و عامر بن فهیره و چند تن دیگر كه نامهاى درخشانشان بر تارك تاریخ مقاومت و ایمان مى درخشد و خون هاى ناحق ریخته آنان ، آیینه گلگون رادى و پایدارى و طنین خدا خواهى ایشان ، زیر شكنجه هاى استخوانسوز كوردلان مشرك ، آهنگ بیدارى قرون است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;ایمان حمزه &lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حمزه ، عموى پیامبر، مردى نیرومند و بلند بالا بود، چون راه مى رفت ، به صخره اى مى مانست كه جا به جا شود، با گامهایى استوار و صولتى كه رفتار شیر را به خاطر مى آورد. او بر اسبى غول پیكر مى نشست و كمانى سخت بر كتف&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;از بعثت تا ولایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/05/16914221129163126221108144714432184111127103.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt; مى انداخت و تركشى پرتیر بر پس پشت مى نهاد و هر روز، براى شكار، به بیابانها و كوهساران اطراف مكه مى رفت . گاه فرزندش یعلى را نیز با خود مى برد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;غروب چون بر مى گشت، نخست خانه خدا را طواف مى كرد. آنگاه در پیش ‍ دارالندوه (شوراى قریش) مى ایستاد و آنچه از حماسه هاى تكاورى و شكار آن روز در خاطر داشت، براى مردم مى گفت. مردم نیز به سخنانش گوش ‍ مى دادند، چرا كه جهان پهلوان عرب بود و به ویژه قریش، او را چشم و چراغ خود مى دانست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مكه زیر چكمه فساد له شده بود: زر و زور یك دسته و فقر و فاقه دسته اى دیگر، چهره شهر را به لك و پیسى مشؤوم دچار كرده بود كه قمار و ربا دستاورد آن و حرص و آز افزون طلبان ، دستپرورد آن بود. رفاه و افزون طلبى دست در آغوش هم داشت و از این وصلت نامیمون، فرزندان نامشروع فقر و فحشا و تنوع طلبى و برده دارى و قمار و مستى و مى پرستى زاده بود و جاى نفس كشیدن وجدان و آگاهى و حقپرستى را در شهر، تنگ كرده بود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مستمندانى كه براى گذران زندگى ، تن به ربا داده بودند، به هنگام پرداخت چون از عهده بر نمى آمدند، زنان و دختران خود را به رباخواران مى سپردند و آنان، آن بیچارگان را به خانه هایى مى بردند كه بر پیشانى پلید آن خانه ها، پرچمى در اهتزاز بود و كامجویان را به آنجا رهنمون مى شد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;از كنار این لجنزار عفن و از فراسوى این مرداب بود كه ((محمد امین )) پیام آزادى انسانها را سر داد و پیداست كه زراندوزان ، رباخواران ، قماربازان و در یك كلمه: بت پرستان و مشركان ، این پیام را نمى شنیدند و نمى توانستند بشنوند و به آزار پیامگزار و پیروان او پرداختند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آن روز، پیامبر بر فراز تپه صفا پیام توحیدى خود را آشكارا فریاد مى كرد و مردمان مستضعف و بردگان و محرومان بیدار دل به گفتار او گوش فرا مى دادند. ابوجهل كه از پلیدترین و كینه توزترین آزارگران قریش بود پیامبر را به دشنامهاى سخت گرفت . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد خاموش ماند و پاسخى نفرمود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابوجهل كه سكوت پیامبر او را گستاخ ‌تر كرده بود، همچنان ناسزا مى گفت و دشنام مى بارید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر، باز خاموش ماند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حمزه عموی پیامبر فرمود: من اعلام مى كنم كه از هم اكنون مسلمانم . پس هر كس با برادرزاده من بستیزد یا مسلمانى را آزار دهد، باید با من دست و پنجه نرم كند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سپس ابوجهل سوار بر مركب غرور و حمق با نخوتى جاهلانه به محل شوراى قریش رفت و آنجا بر سكویى نشست . او هنوز از باد آن غرور بر آماسیده بود و همه خویشانش نیز با او بودند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در آن میان ، جهان پهلوان حمزه ، مانند هر روز از شكار مى آمد، با قامتى استوار بر اسب نشسته بود و راست به سوى خانه خدا مى شتافت تا چون همیشه ، نخست طواف را به جاى آورد و سپس به سوى مردم رود و از كارهاى آن روز خود براى آنان بگوید. اما در همین هنگام ، مردى خشمگین و شتابزده ، نفس زنان خود را به او رسانید. برده اى بود و در كنار تل صفا خانه داشت . دشنامهاى ركیك ابوجهل را به پیامبر شنیده بود و آمده بود تا حمزه را خبر كند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اى حمزه ، ابوجهل ، پسر برادر تو را به باد دشنام گرفت . برادرزاده ات خاموش ماند. من خود، همه آن دشنامها را شنیدم . ابوجهل از سكوت فرزند برادرت شرم نكرد و همچنان به هتك حرمت او ادامه داد و هم اكنون در محل شوراى قریش ... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حمزه ، دیگر چیزى نمى شنید. از اسب فرود آمد و به سوى دارالندوه خیز برداشت . حمیت و رادى و جوانمردى در او آتشى برافروخته بود و همچنین شیر گرسنه اى كه شكار دیده باشد با صولتى ترسناك پیش ‍ مى رفت . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابوجهل ، همچنان پر باد غرور چون بشكه زباله ، بر سكوى شورا نشسته بود كه ناگاه چنگ آهنین حمزه از گریبانش گرفت و او را بر پاى نگه داشت . حمزه همچنان كه شراره هاى نگاه آتشبار او بر چشمان ابوجهل مى بارید، خروشید كه : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابوجهل ، همه دشنامهایى را كه به پسر برادرم داده اى به من گفته اند، اینك دوباره بگو تا سزاى خود را ببینى ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خاستگاه دشنام ، از ژرفاى ضعف و كمبودى درونى است كه دشنامگزار از آن رنج مى برد. ابوجهل ، از بسیارى ترس ، نمى توانست لب به گفتار باز كند و دست و پا شكسته مى گفت: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یا ابویعلى ، من ، من ... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حمزه ، كمان را از كتف به درآورد و با كمانه آن چنان بر سر و روى ابوجهل كوفت كه خون جارى شد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در این گیرودار، بنى مخزوم خاندان ابوجهل مى خواستند كارى بكنند. اما ابوجهل، با حركت دست و چشم، اشاره كرد كه از جاى برنخیزند، زیرا مى دانست هیچ كس حریف جهان پهلوان نیست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مردم جمع شدند و ابوجهل را از دست حمزه نجات دادند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حمزه همچنان كه مى خروشید، رو به مردم كرد و فریاد برآورد: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من اعلام مى كنم كه از هم اكنون مسلمانم . پس هر كس با برادرزاده من بستیزد یا مسلمانى را آزار دهد، باید با من دست و پنجه نرم كند... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و چنین شد كه حمیت و رادى كه در كنار جارى اسلام و دوشادوش آن، در ساحل، راه خود مى سپرد به رود زد و زلال پاك به جارى خروشناك پیوست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;هجرت مسلمانان به حبشه &lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پناه بردن مداوم بردگان و مستضعفان و پاكدلان به آغوش آزادى بخش ‍ اسلام ، مشركان را در آزار مسلمانان چندان جرى كرد كه دیگر تحمل صدمات و لطمات و ایذاى آنان ، براى مسلمانان بسیار مشكل مى نمود. پس ‍ پیامبر دستور داد كه مسلمانان به حبشه هجرت كنند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;هجرت پیامبر اکرم&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/04/14812524017623534245112152493242941002129.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در ماه رجب سال پنجم بعثت نخست پانزده تن از كسانى كه بیشتر مورد آزار قرار مى گرفتند (چهار زن و یازده مرد) و سپس شصت و چند نفر دیگر به سركردگى جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت كردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هنگامه هجرت یاران پیامبر پنهان نماند و قریش عمرو بن العاص و همسرش و نیز عمارة بن ولید را كه جوانى بسیار خوش قامت و زیباروى بود با هدایایى به نزد نجاشى شاه حبشه فرستاد تا شاه را وادارند كه مهاجران را از كشور خویش بیرون براند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اما دم سرد آنان در برابر بیان گرم و گیراى جعفر در دل نجاشى نگرفت و به ویژه قرائت آیات زیباى سوره مریم در مورد این بانوى بزرگ و فرزندش ‍ عیسى علیه السلام ، نجاشى را كه مسیحى بود چنان تحت تاثیر قرار داد كه سوگند خورد از میهمانان ارجمند خود، تا هر گاه كه در كشورش بمانند، حمایت كند. نمایندگان قریش ، دست از پا درازتر، بازگشتند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;قریشیان ، كار محمد را جدى تر گرفتند. و چون به ملاحظه ابوطالب و حمزه و حمایت صریح آنان نمى توانستند به محمد مستقیما آزار برسانند، میان خود معاهده اى بستند و بر اساس آن توافق كردند كه محمد و یاران او را در تنگناى اقتصادى بگذارند. پس ، پیمان نامه نوشتند كه از سوى سران قبایل قریش امضا و در كعبه آویخته شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در ماه رجب سال پنجم بعثت نخست پانزده تن از كسانى كه بیشتر مورد آزار قرار مى گرفتند (چهار زن و یازده مرد) و سپس شصت و چند نفر دیگر به سركردگى جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت كردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر و یاران او و عموى بزرگوارش ابوطالب و همسرش خدیجه ، به شعب ابى طالب كوچ كردند و در آنجا سه سال در سخت ترین شرایط به سر بردند. آنان در این مدت ، بیشتر، از محل داراییهاى خدیجه گذران مى كردند. گاهى نیز اقوام نزدیكشان ، به رغم پیمان نامه و از سر كشش خون و خانواده ، پنهانى آذوقه به آنجا مى فرستادند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پایمردى سرسختانه پیامبر و یاران او در آن مدت ، عرصه را بر قریش تنگ كرد بیشتر آنان كه دخترى، پسرى، نواده اى و یا اقوامى نزدیك در شعب داشتند، در پى بهانه بودند تا آنان را از شعب خارج كنند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر خدا به عموى بزرگوار خود یادآور شد كه : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این مشركان، خود خسته شده اند، اما همه از ترس پیمان نامه اى كه امضا كرده اند تن به فسخ آن نمى دهند. شما خود بروید و به آنان بگویید كه موریانه پیمان نامه و امضاها را خورده و از بین برده و تنها نام خدا بر پیشانى آن باقى مانده است ، دیگر پیمان نامه اى در میان نیست تا آنان به آن پاى بند بمانند! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابوطالب به قریش گفت : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اى شما كه برادرزاده مرا بر حق نمى دانید، اینك او مى گوید كه موریانه ها پیمان نامه را از بین برده اند و تنها نام خدا بر آن مانده است . بروید و ببینید: اگر همین گونه بود كه او مى گوید، به دین او روى آورید و بگذارید مسلمانان از شعب به شهر باز گردند؛ و اگر درست نگفته باشد، به خدا سوگند من نیز با شما همدست مى شوم و حمایت خود را از او باز پس مى گیرم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مشركان ، به سوى خانه كعبه دویدند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شگفتا! از پیمان نامه جز عبارت كوتاهى كه نام خدا را بدان مى خواندند، باقى نمانده بود! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به این ترتیب عده زیادى ایمان آوردند، اما كوردلان و مستكبران گفتند: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;این نیز جادویى دیگر است كه محمد این ساحر چیره دست ترتیب داده است ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بارى مسلمانان از تنگناى شعب رهایى یافتند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;در گذشت ابوطالب &lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;H5 class=GImg align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;حضرت محمد (ص)&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/03/67718194132146217154132133220418411019042.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سال نهم بعثت ، هنوز مسلمانان از رنج شعب نیاسوده بودند كه ابوطالب بیمار شد. او سرانجام یك روز روى در نقاب خاك كشید و پیامبر را در انبوه مشكلات گذارد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;روزى كه جنازه مطهر او را به قبرستان مى بردند، پیامبر پیشاپیش جنازه ، آرام آرام مى گریست و مى فرمود: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اى عموى ارجمند من ، تو چه قدر به خویشاوند خویش وفادار بودى! چه اندازه به خاطر خدا دین او را یارى كردى! خدا گواه است كه سوگ تو جهان را بر من تیره كرده است ، خداى تو را رحمت كناد و بهشت خویش را بر تو ارزانى دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H5 align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;رحلت خدیجه ، بانوى نخستین اسلام &lt;/FONT&gt;&lt;/H5&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هنوز یك هفته از رحلت ابوطالب نگذشته بود كه سختیهاى توانفرسا و طاقتسوز در شعب ، آثار خود را بر خدیجه نشان داد و بانوى اول اسلام حضرت خدیجه به بستر احتضار افتاد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مرگ خدیجه براى پیامبر كه بدو عشق مى ورزید، مرگ آفتاب بود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر، در تمام لحظه هاى تلخ احتضار، از كنار خدیجه جدا نشد. چشم در چشمهاى بى فروغ او دوخت و او را دلدارى داد. سرانجام ، مرغ روح پاكش ، در میان بازوان محمد، به آشیان الهى پرید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد نه تنها آن روز، كه تا آخر عمر، هر گاه به یاد خدیجه مى افتاد، مى گریست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;
&lt;DIV style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;محمد نه تنها آن روز، كه تا آخر عمر، هر گاه به یاد خدیجه مى افتاد، مى گریست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آن روز، دخترانش را آرام كرد و خود جسد مطهر همسرش را در بقیع در خاك نهاد و با غمى گرانبار، به خانه باز گشت . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در خانه ، نگاهش به هر گوشه افتاد، یاد و خاطره چندین ساله او را زنده یافت . دست آس ، دیگچه ، یك دو لباس بازمانده ، بستر خالى او، همه و همه از شكوه معنوى زنى حكایت مى كردند كه روزگارى دراز، همه شكوه و جلال دنیایى و ثروت خویش را پاى آرمان محمد ریخت و مهر و عشق پاك و پرشورش را هم به دل گرفت و ایمان بشكوه خود را هم به دین او سپرد و در راه آن ، استواریها كرد و سختیها كشید و شماتتها شنید و آزارها دید؛ اما خم به ابرو نیاورد... &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پس از وفات ابوطالب و خدیجه ، روزگار بر پیامبر سخت تر شد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;قریش كه به احترام ابوطالب ملاحظاتى مى كردند، یكباره پرده حرمت دریدند و از هیچ آزارى در مورد شخص پیامبر و دیگر مسلمانان ، خود دارى نكردند. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آن روز كه پیامبر، اندكى شتابان ، با سر و روى آلوده به خاكسترى كه از بام بر سر او ریخته بودند به خانه آمد، یكى از دختران او كه هنوز داغ مرگ مادر سینه او را مى سوزاند، از دیدن پدر در آن وضع ، بى اختیار بلند گریست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پیامبر، در حالى كه خاك و خاشاك را از سر و موى عنبرین خود مى سترد، لبخندزنان ، دخترش را در آغوش گرفت و فرمود: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دخترم ! مگذار غم بر دل پاك تو چیره شود، خداوند پشتیبان ماست ! اینان پس از مرگ عمویم خیره سر شده اند، اما خداوند حى سبحان با ماست ، اندوهگین مباش ، ما به راه خود ایمان داریم ، خداوند از یاورى ما دریغ نخواهد كرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;
&lt;P&gt;منبع: داستان پیامبران (جلد دوم) محمد (ص) ، على موسوى گرمارودى&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 14:02:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صحبتی با میر حسین موسوی</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;سلام آقای موسوی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 346px; HEIGHT: 218px&quot; height=187 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.asriran.com/files/fa/news/1388/2/2/109311_496.gif&quot; width=346 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چی شد شما که دم از قانون گرایی می زدید  و از قانون گریزی دولت می نالیدید و احساس خطر می کردید . چه شد که وقتی قانون بر خلاف میل شما شد تبعیت از قانون را بی قانونی دانستید . شما موجب ریخته شدن خون چه تعداد از مردان و زنان پاک و مومن شدید ؟ از روز حساب نمی هراسید . با نام امام بازی می کنید و خود را در راستای اهداف امام خمینی قرار می دهید ! آیا امام این کارها را تایید می کرد ؟به سخنرانی خرداد ماه امام سال ۶۰ مراجعه کنید که امام با چه بیانات شیوایی این کارها را مذمت می کرد .تاریخ را دوباره تجدید نکنید . مگر ندیدید که عاقب بنی صدر چه شد . از شهدا شرم نمی کنید ...! دیدید که چگونه همه غربیان خونخوار که همه ی عالم را به خون می کشند سینه چاک شما شدند ؟!چرا لحظه ای از ثانیه های زندگی خود را برای مردم نگذاشتید و در رسانه عمومی خواستار آرامش حامیانتان نشدید و جلوی این همه خسارات مالی و جانی را نگرفتید ؟! چگونه شما ثانیه ای با نفس خود مبارزه نکردید و از خود گذشتگی نکرید برای مردم ؟حال می خواستید رئیس جمهور باشید و زندگی خود را فدای ملت کنید . واقعا به حال شما افسوس می خورم ....&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 306px; HEIGHT: 202px&quot; height=440 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://inapcache.boston.com/universal/site_graphics/blogs/bigpicture/iranelect_06_15/i41_19382207.jpg&quot; width=726 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 13:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت مدیر وبلاگ به مناسبت درگذشت آیت الله العظمی بهجت(ره)</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#000000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;درگذشت مرجع عالیقدر عالم تشیع عالم عامل  حضرت آیت الله بهجت فومنی را به حضرت بقیه الله الاعظم (عج)و شما کاربران گرامی تسلیت عرض&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#000000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt; می کنم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#000000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 372px; HEIGHT: 254px&quot; height=317 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://badehparast.persiangig.ir/image/taleb.jpg&quot; width=420 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 May 2009 08:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>السلام علیک یا فاطمه الزهرا</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff4f4f size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff4f4f size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://zibasazi.bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/16.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;السلام علیک یا فاطمه الزهرا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://zibasazi.bahar-20.com/&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com&quot; src=&quot;http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/16.gif&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#ff4f4f&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff4f4f size=2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 362px; HEIGHT: 277px&quot; height=441 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://miadgahh.googlepages.com/fateme.jpg&quot; width=362 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام ، قرار داریم . طاهره ای  که  سراسر زندگی اش سرشار از آموزه های والای انسانی واخلاقی است . از هر سمت وسو که مورد توجه قرار گیرد، معرفت آموز است وسرمشق دهنده  است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش ، تنها  به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی  را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) ، خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است » . فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن نیز نگاهی دیگر ، که هر دو نگاه ونگرش نیز منبعث ومأخذ از تعاریف خود رسول خدا (ص) است . که هرزگاهی به تناسب مقام وموقعیت های پیش آمده ، کلامی وعبارتی را در باب مقام گرامی حضرت زهراء (س) به سلک سخن در می آورند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 0.5cm; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آری فاطمه ، منسوب به پیامبر است . عزیز وپاره تن رسول خدا است ، اما او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها را دارد . او خود مادر پدر خویش است . مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود خود وقوت قلب خود می داند وبه راستی این زن  مطهره را چه صفات وخصلت های ممتاز ی مگر بوده است که چنین قابل ستایش والهام می تواند باشد ؟ از طریق  پدر وهمسر وفرزند ، به فاطمه نزدیک شدن ، یک نگاه است  واز طریق خودش واز مسیر خصوصیات فردی خودش  به او تقرب جستن ، نگاهی دیگر واما درس آموزتر وبه تحصیل شناخت حقیقی وتحقیقی از مقام ومرتبه فاطمه نزدیک تر ودقیق تر .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 May 2009 08:42:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شناخت ریشه های مراسم «سیزده به در» در ایران و جهان</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#009933&gt;شناخت ریشه های مراسم «سیزده به در» در ایران و جهان&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H2 align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0033ff&gt;«سیزده به در»، روز زندگی در پردیس&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ایران زمین از دیر باز جایگاه زندگی قومی متمدن و با فرهنگ بوده است . این تمدن با کاوش های به عمل آمده درمناطقی همانند &quot;شهر سوخته&quot; زابل از قدمتی بسیار بیشتر از ورود قوم&quot; آریا&quot; به این سرزمین ، که اکنون نام خود را نیز از نام قوم سکنی گزیده در خود وام گرفته ، برخوردار است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بسط و گسترش تمدن درایران که با ورود قوم آریا از پیشرفتی چشمگیر بر خوردار شد ، بستری مناسب برای رشد مفاهیم خاص و منحصر به فردی به وجود آورده است که خصیصه های تمدن ایرانی را شکل داده اند و به این ترتیب این تمدن را از دیگر تمدن های جهان متمایز کرده اند . از این جمله می توان به مفاهیم خاصی که در تمدن ایرانی به اعداد نسبت داده شده ، یاد کرد . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اعداد هفت، سه، سیزده و بسیاری اعداد دیگر در ایران باستان مفاهیمی پیچیده از تأثیرات نجومی و پدیده های جاری در قرن ها و دوره ها را پذیرفته اند . جلوه برونی این مفاهیم در نمایه هایی همچون هفت سین، هفت خوان رستم، هفت شهر عشق، هفت اورنگ و&quot; سیزده به در&quot; به طور روشن نمایان است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سیزده به در یکی از سنت های رایج ایرانی است که از قدمتی زیاد برخوردار است . این سنت با فراگیری خود در کل پیکره اجتماعی ایران، یک اسطوره معنایی در کنش و رویکردی هم گرا در سطح وسیع اجتماعی به وجود می آورد . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در زمینه پیدایش نام&quot; سیزده به در&quot; در میان آثار به جا مانده از گذشتگان اتفاق نظر محسوسی به چشم نمی خورد، ولی باید اذعان داشت که این روز درمیان اهالی ایران دارای جایگاه خاص تاریخی بوده است تا آنجا که در زمینه تبار شناسی &quot;سیزده به در&quot; باید به اساطیر قدیمی بر جای مانده در ایران رجوع کرد . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;در اساطیر ایران، عمر جهان هستی 12 هزار سال پیش بینی شده است . پس از این دوره جهان بسته می شود و انسانها که وظیفه شان جنگ علیه اهریمن است، با سپری شدن این 12 هزار سال و ظهور سوشیانس ( ناجی موعود ) سرانجام به پیروزی و ظفر می رسند . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;به نظر می رسد عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده باشد که آگاهی نسبت به آنها نشان از وسعت دانش علمی ایرانیان در آن زمان در علم ستاره شناسی داشته است . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;به این ترتیب ، در تقویم ایرانی ، نخستین دوازده روزسال ، «جشن زایش انسان ها» تمثیلی از 12 هزار سال زندگی و نبرد با اهریمن است و روز سیزدهم تمثیلی از هزاره سیزدهم و آغاز رهایش از جهان مادی است. به همین دلیل نیز ، روز سیزدهم که در واقع نمادی از زندگی انسان ها در پردیس است ، متعلق به فرشته باران انگاشته می شد ، زیرا نزول باران بهاری باعث سر سبزی و طراوت زمین شده و نمایه ای از بهشت را به وجود می آورد . این اعتقاد در ایران باستان موجب می شد ، سیزدهم نوروز ، روز ویژه طلب باران بهاری برای کشتزارهای نودمیده، انگاشته شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;در این روز ، از دیر باز مردم ایران به دشت و صحرا می رفتند تا با شکست دیو خشکسالی ، گوسفندی برای فرشته باران ، قربانی و بریان کنند تا این فرشته کشت های نو دمیده را از باران سیراب کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;البته باید دانست که تمدن ایرانی تنها تمدنی در جهان نیست که از این گونه ویژگی های فرهنگی برخوردار است بلکه با نگاهی علمی و دقیق به تمدن های دیگر نیز می توان اشتراکات فرهنگی زیادی کشف کرد . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در همین زمینه دکتر بهرام فره وشی در کتاب «جهان فروری» به رابطه و اشتراک رسم سیزده به در ایرانی با جشن های کارناوالی در میان ملل هند و اروپایی اشاره می کند و می نویسد:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;«خنده و شادی در جشن های بهاری ملل دیگر هند و اروپایی گاه جزئی از مراسم دینی است و باید انجام شود و یکی از هدف های مراسم قدیم کارناوالی که در جشن های بهاری انجام می شده و می شود، پدید آوردن شادی در نهاد مردمان است که بقایای آن در مراسم عید نوروزی و حاجی فیروز هنوز بر جای مانده است.» &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در میان ملل هند و اروپایی به ویژه ملت های اسلاوی، هنوز جشن بهار با مراسم باشکوه کارناوالی برگزار می شود و قراینی تاریخی در دست است که نشان می دهد جشن بهاره ایرانی نیز روزگاری همراه با مراسم کارناوالی بوده است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در برخی از سرزمین های اسلاوی یک دوره دوازده روزه جشن های کارناوالی در آغاز سال نو وجود دارد که ریشه عمیق هند و اروپایی دارند. در این جشن ها مردم با ماسک های حیوانات گوناگون که نماینده ارواح هستند می رقصند ؛ بنا بر سنت های قومی این سرزمین ها، دوازده روح پلید در تمام مدت سال ستون هایی را که دنیا بر آنها قرار گرفته است می جوند و هنگامی که ستون ها در شرف فرو افتادن هستند، سال به آخر می رسد و ارواح خبیث برای جشن و شادی بیرون می آیند اما در مدتی که مشغول رقص و شادی هستند، ستون های جهان به خودی خود مرمت می شوند و به حال نخستین در می آیند و جهان فرو نمی ریزد. این ارواح در روز سیزدهم سال نو به زمین فرو می شوند تا کار خود را از سر گیرند. بنابراین دوازده روز آغاز سال روزهای پراهمیتی هستند و وظیفه مهمی را در نگاه داشت جهان و زندگی بشری دارند و روز سیزدهم آغاز زندگی عادی انسان است. بنابراین اعتقاد اسلاوی روز سیزدهم ، روز جشن نجات جهان و دوره تکامل جدید ستون های جهان است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;به خوبی مشخص است که این اعتقاد &quot;هند و اروپایی&quot; از شباهتی بی مانند با اعتقاد باستانی ایرانی که در مورد سیزده به در ذکر شد برخورد است . در واقع می توان گفت ، از این لحاظ &quot; مراسم&quot; سیزده به در&quot; ریشه در یکی از قدیمی ترین مشترکات اعتقادی اقوام هند و اروپایی دارد .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;از سویی دیگر با توجه به قدمت مراسم سیزده به در در ایران می توان نمود و تاثیر آن را در دیگر مناطق دنیا از جمله اروپا به خوبی پی گرفت . در همین رابطه دکتر محمود روح الامینی، در کتاب «آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز»، به شباهتی بین «سیزده به در» و برخی از رسم های کاتارها (CATHARA) (بازماندگان مانویان در اروپا) که فرهنگی ترکیبی از اندیشه های زردتشتی و فلسفه باستان و مسیحیت دارند، اشاره می کند و توضیح می دهد : کاتارها در روز عید «پاک» در برخی از سال ها که به روز سیزده فروردین نزدیک است از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ می برند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به هر جهت آنچه مشهود است ، اجرای مراسم سیزده به در در میان ایرانیان از دیر باز امری بسیار جدی بوده است که همواره با برپایی مراسمی خاص همراه بوده است . از آن جمله می توان به غذاهایی که مردم به طور سنتی در روز سیزده به در می خوردند اشاره کرد . خوردن کاهو سکنجبین و چغاله بادام از خوردنی های مرسوم عصر سیزده به در است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در تهران قدیم آن گونه که جعفر شهری، نویسنده کتاب «تهران قدیم» روایت کرده در روز سیزده به در مردم نسبت به طبخ و مصرف دمی یا دمپختک باقلا که غذای اصلی محسوب می شد و سپس بلغور یا آش رشته اقدام می کردند . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حبوبات و سبزیجات آش و بلغور در خانه پخته می شد و تنها در دشت و باغ، آب و رشته آن افزوده می شد. اما مرسوم بود که از قابلمه بزرگ آش رشته، حتی شده به اندازه یک پیش دستی یا نعلبکی به اطرافیان بخشیده می شد. زیرا معتقد بودند که ممکن است در آن میان، پسری نابالغ، زنی حامله و یا طفلی باشد که هوس کرده باشد. آنها معتقد بودند که طفل اگر بوی غذایی حس کند و به او داده نشود، روحش می پرد، اگر پسری نابالغ در چنین وضعیتی قرار گیرد، نطفه اش می ریزد و زن حامله، بچه اش سقط می شود یا ناقص به دنیا می آید. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هر چند امروزه مردم بیشتر به همان رسم باستانی کباب کردن گوشت گوسفند در روز سیزده به در گرایش یافته اند تا طبخ دمپختک یا آش رشته ، اما اینک علت اینکار نه اعتقادات اسطوره ای، بلکه راحتی انجام این کار در دامان طبیعت است . به همین دلیل نیز با توجه به بی احتیاطی برخی از خانواده ها در استفاده از آتش در دل جنگل ها در این روز ، هر ساله آتش سوزی های بزرگ و یا کوچکی در برخی نقاط جنگلی رخ می دهد که باعث تخریب محیط زیست می شود . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به نظر می رسد در این روز با توجه به پیشینه اسطوره ای آن ، سیزده به در روندگان باید نسبت به نگهداری محیط زیست نهایت توجه و دقت را نشان دهند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 03:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدن انسان</title>
<link>http://hoze1.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=4&gt;نـيـروی حـفـاظـتـی بـدن&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=45 src=&quot;http://www.koranshenasi.com/ayat/badane-ensan/lama-alaiha-hafez-taregh4.GIF&quot; width=281 lowsrc=../ayat/badane-ensan/lama-alaiha-hafez-taregh4.GIF border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#6600cc size=3&gt;« هر کسی در درون خود نيروی پشتيبانی دارد».&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;«نَفس»: زندگی و خودآگاهی در پديده زنده، و آنچه غرائز و احساسات و هستی خود را درک می کند و از خود بعنوان &quot;من&quot; ياد می کند. پديده زنده با زنده بودن نَفس زنده است و با مردن نَفس می ميرد و همينطور با مردن بدن نَفس نيز می ميرد. نَفس فوت هم می کند و&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فوت وضعيت ميان مرگ و زندگی است مانند خواب و بی هوشی). نفس در آيه مجاز است و بجای جسم آمده است. بعبارتی آيه می گويد: هر جسمی نيروی پشتيبانی دارد که نتيجه پشتيبانی از زندگی آن جسم می شود پشتيبانی از &quot;زندگی نفس آن جسم&quot;. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;«حافظ»: اسم فاعل از مصدر حفظ است. حفظ بمعنی: چيزی را از درون يا در درون نگهبانی و نگهداری و پشتيبانی نمودن است، (&quot;حراست&quot; بمعنی: چيزی را از بيرون نگهبانی و پشتيبانی نمودن است). و حافظ: کسی يا چيزی است که چيزی را از درون آن يا در درون آن نگهبانی و نگهداری و پشتيبانی می کند). &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;نکته آيه: هر کسی در درون خود نيروی پشتيبانی دارد:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;بدن هر انسانی يک سيستم حفاظتی دفاعی دارد. برخی از سلولهای آن در جای مخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=141 src=&quot;http://www.koranshenasi.com/t-ketab/badane-ensan/nirooye-hefazatiye-badan.GIF&quot; width=216 lowsrc=../t-ketab/badane-ensan/nirooye-hefazatiye-badan.GIF border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;صوصی به انتظار وارد شدن غير خوديها (باکتريها، ويروسها، ميکروبها و مواد خطرناک) هستند و برخی با جـريان خـون در سـراسـر بدن گـشـت ميزنند و هـنگام برخورد با دشـمـن با آن درگير&lt;/FONT&gt;&lt;A&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;شده و آنرا از پا در می آورند. و به اين ترتيب سلامتی بدن را در برابر بيماريها حفظ می کنند و بدن زنده می ماند و با زنده ماندن بدن نفس زنده می ماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;تصويری از سلولهای مغز استخوان انسان که با ميکروسـکوپ ديده ميشوند. در مغز استخوان هـر دقـيقه مـيـلـيـونها سلول درست ميشوند تا به بخشهای ديگر بدن صادر شوند. اين سلولها بين يک صدم تا سه صدم ميليمتر قـطر دارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 21:11:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoze1&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>hoze1</dc:creator>
<guid>http://hoze1.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
